لزوم اطاعت از ولی فقیه تکلیف عموم مردم
لزوم اطاعت از ولی فقیه تکلیف عموم مردم
اطاعت از ولایت فقیه، دستور حضرت صاحب الامر است
برای تبیین لزوم اطاعت از ولی فقیه شایسته است جایگاه این بحث در تعالیم اسلامی شناخته شود. ولایت فقیه از یک جهت در مباحث کلامی جای میگرید و از سوی دیگر در مسائل فقهی. از آن جهت که ولایت فقیه به عنوان امتداد ولایت معصومین(ع) و ریاست عامه ی آنان در امور دین و دنیا تلقی می شود، ((فعل الله)) بوده و مسأله ای کلامی است و از آن جهت که یک حکم شرعی وضعی یا حکم تکلیفی و واجب کفایی باشد،((فعل مکلّف)) به شمار آمده و در فقه از آن بحث می شود.
حقیقت این است که ولایت فقیه پیش از آنکه فقهی باشد، مسأله ای کلامی است، یعنی همان دلایلی که ولایت پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین (ع) را اثبات ی کند، برای اثبات ولایت فقیه در عصر غیبت نیز به کار می رود. پس از اثبات کلامی بودن ولایت فقیه به عنوان ((فعل الله) ، در علم فقه نیز از دو جهت به عنوان ((فعل مکلفّین)) مورد بحث قرار می گیرد.
اول آنکه چون خداوند در عصر غیبت، ولایت را برای فقیه تعیین فرموده است، پس بر فقیه جامع الشرایط واجب است که این وظیفه و مسئولیت را به عهده گرفته و به انجام رساند.
دوم اینکه بر مردم بالغ و عاقل و حکیم و فرزانه و مکلّف نیز واجب است که ولایت چنین رهبری را بپذیرند و از احکام شرعی و قضاوت ها و ولایت های شرعی که توسط او صادر می شود، اطاعت کنند .
نتیجه آنکه به جهت کلامی بودن مسأله ولایت فقیه، اصل وجوب اطاعت از ولی فقیه مانند اصل وجوب تقلید به معنی رجوع غیر متخصص به متخصص، امری تحقیقی است نه تقلیدی. یعنی پس از تحقیق و بررسی اگر ولایت او قطعی و مسلّم دانسته شد، مردم عقلاً و شرعاً ملزم به تبعیت هستند.
بنابراین زمانی که ولی فقیه و رهبر جامعه ی اسلامی در موضوعی به تشخیص نهایی رسید و حکمی را صادر کرد، تبعیت از حکم او بر همه لازم است و دیگر کسی حق ندارد به بهانه ی اختلاف نظر با او در موضوع، به مخالفت عملی با حکم الزامی او برخیزد و عصیان مدنی را پیشه سازد .
چنانکه امام صادق (ع) می فرماید :
فأذا حَکم بحکمنا فَلم یقبَل منه فانّما استخفَّ بحکم الله و علینا و الرّاد علینا علی الله و هوعلی حد الشرک بالله :
هر گاه بر اساس حکم ما حکم نماید و از او پیروی نشود، حکم خدا را سبک شمرده است و مخالفت با ما کرده است و مخالفت با ما، مخالفت با خداست که در حد شرک به خداست .
نظر به اینکه رهبری در جامعه ی اسلامی منبع اتصال و اتحاد آحاد جامعه است و نظام امّت به حساب می آید، در صورتی که از او تبعیت و پیروی نشود. اختلال در نظام اسلامی ایجاد شده و راه نفوذ بیگانگان بر کشور گشوده می شود و برعکس اطاعت و پیروی از او موجب حفظ نظام اسلامی و عزّت و آبروی امّت اسلامی خواهد شد.
حکم حکومتی و ضرورت عمل به آن
همه ی افعال انسان مشمول حکمی از احکام پنج گانه ی تکلیفی( واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام) می شود که شارع بر اساس مصالح و مفاسد ذاتی و واقعی افعال، آن احکام را وضع نموده است. به این دسته از احکام ((حکم اولّی)) می گویند.
گاهی شرایط ویژه و حالات خاصی بر اساس اضطرار، عسر و حرج، ضرر، اکراه و ... برای مکلّف پیش می آید که عمل کردن به احکام اولّی برای او مشکلات خاصی را ایجاد می کند. در چنین وضعیتی شارع احکام دیگری غیر از احکام اولّی برای مکلّف قرار می دهد تا او گرفتار مشکل نشود. چنین احکامی را ((احکام ثانوی)) می گویند و تا زمانی که اضطرار یا ضرر یا مانند آن برای مکلّف باقی باشد، این احکام برایش قابل اجراست مثل اینکه در شرایط خاصی مکلف برای حفظ جان خویش از هلاکت و نابودی اجازه دارد گوشت مردار که برابر حکم اولی خوردنش حرام بود ، بخورد .
احکام حکومتی به جهت برخورداری از پشتوانه مشروعیت اصل حکومت و ولایت و جایگاه ارزشی آن، همه ی احکام اولّی و ثانوی را در برمی گیرد. یعنی مجموعه احکامی که برای حفظ کیان اسلام و نظام اسلامی مفید و تأثیرگذار است، می تواند به عنوان اولّی یا ثانویه اش با تشخیص ولی فقیه در قالب احکام حکومتی صادر شود و اجرایش بر همگان واجب گردد. حکم حکومتی از ویژگی هایی نظیر( مصلحت محوری، خردمداری، تغییر و تبدّل پذیری و لازم الاجرا بودن) برخوردار است .
انطباق رفتارها با انتظارات رهبری
امام و رهبر برای امّت اسلامی به مثابه ی بزرگراهی است که با رهنمودهای او، هم راه روشن می شود و هم مقصود آشکار می گردد. پیروی از راهنمایی های او گذشته از آنکه در پیمودن راه نقش بنیادین دارد، در نیل به مقصد نیز سهم به سزایی خواهد داشت و انحراف از خط سیاسی و روشنگری های او موجب گمراهی گشته و به ناکامی و عدم دستیابی به اهداف منجر می شود.
امروز که امّت اسلامی به برکت برخورداری از ولایت فقیه و در سایه ی اسلام به عزّت رسیده است باید این نعمت و عطیه ی الهی را پاس بدارد و به فرموده ی امام راحل (ره) ((پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیبی نرسد )) شکرانه ی این نعمت بزرگ و موهبت الهی آن است که قدردان آن بوده و در راه تحکیم پایه های این معرفت و معتقدات و ارزش های دینی بکوشیم و با انطباق رفتارهای خویش با انتظارات رهبری در حفظ این نظام کارساز شده و با تردید در باورها و دلبستگی های معنوی مردم، اعتقادات ناب اسلامی تضعیف شده و امّت اسلامی نسبت به گذشته خود (پشیمان) و در وضعیت حال خود ((حیران و سرگردان)) گشته و امید و ایمان و اطمینان خود نسبت به آینده را از دست می دهد و نتیجه ی چنین وضعیتی، چیزی جز بی هویتی و تحقیر و ذلت و خواری نخواهد بود.
بی شک نیاز امروز و هر روز جامعه ی ما در جهت احیای هویت دینی و عزّت اسلامی، شناخت، معرفت، اطاعت، شور و عشقی اندیشمندانه و عالمانه از یک سو و هوشیاری فراگیر، جامع و همه جانبه از سویی دیگر نسبت به ولایت و ولی فقیه است تا بتوان در پرتوی آن ضمن تحکیم مبانی دینی و نهادینه سازی ارزش های اسلامی، به توان دفاع و قدرت مقابله ی منطقی با تهاجم ها و توطئه های دشمن دست یافت.